عشق من مولای من سید علی

بیا مهدی شب هجران سحر کن

انقال

سلام دوستان عزیز

 

ممنون که به ما سرزدید لطفا ْ برای دیدن مطالب جدید ما به وبلاگ زیر مراجعه نمائید.

پایگاه اطلاع رسانی جوان انقلابی

 

Hi dear friends

 Thanks to our Srzdyd Please see our new content, see the blog .

Revolutionary Youth Information Center

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

امسال خمینی زودتر می آید

دیشب/ سازمان هواشناسی گزارش داد/ «اینک در بهار آزادی» / همه جا آفتابی است/ و «فردا چو بهار آید صد لاله به بار آرد»/ و همه جاده‌های کشور باز است/ الا جاده انقلاب/ که در آن چند بهمن افتاده به این بزرگی/ از برف رشته‌کوه بی‌بصیرتی / جاده مه‌آلود است/ و از ماموران پرتلاش اداره راه/ کاری ساخته نیست/ در مسیر شمال به جنوب/ عده‌ای از راننده‌ها/ از بس بوق زدند/ کوه ریزش کرد/ در جاده انقلاب/ روی یکی از تابلوها نوشته بود/ یکی بود یکی نبود/ غیر از خدای مهربون/ هیچ‌کی نبود/ جاده لغزنده است/ دشمنان مشغول کارند/ با احتیاط برانید/ سبقت ممنوع/ دیر رسیدن به پست ریاست‌جمهوری/ بهتر از هرگز نرسیدن به امام است/ حداکثر سرعت مجاز، سرعت حرکت ولی‌فقیه است/ اگر پشتیبان ولایت‌فقیه نیستید/ لااقل کمربند دشمن را نبندید/ با دنده لج حرکت نکنید/ با وضو وارد شوید/ این جاده مطهر به خون شهداست/ «قسم به اسم آزادی، به لحظه‌ای که جان دادی»/ «که تا آخرین نفس راهت را ادامه خواهیم داد ای شهید»/ به دلم افتاده/ امسال امام زودتر می‌آید/ الان خمینی/ خودش در پاریس است/ و دلش اینجا/ اما اینجا/ عده‌ای در شمال تهران هستند و دلشان با BBC است/ و من دارم «در دل تار شب ای شهیدان» / سرود «خمینی ای امام» را/ تمرین می‌کنم/ و به روح‌الله می‌گویم/ تو از «تبار حسین شهیدی» / «از دیار سرور و خدایی» / «ما در ره اسلام، پیمان خون بستیم»/ اوباما خیال کرده/ «ما نوگل بهاریم»/ «اما امام ما گفت»/ هر چه فریاد دارید/ بر سر آمریکا بکشید/ «ای مجاهد، ای مظهر شرف»/ رسمش این نبود که در جاده انقلاب/ غائله برپا کنی/ این صندلی که بر آن تکیه زدی/ «از اشک یتیمان است از خون شهیدان است»/ «آمده موسم فتح و ایمان»/ الان چه وقت پرپر کردن لاله‌هایی است/ که «سر زد ز خون شهیدان؟!»/ «دشمن ما منطق ضدبشر دارد»/ «بحر وطن! نوکر اجنبی»/ «خود تو بگو، چه ثمر دارد؟»/ سارکوزی می‌خواهد/ نوفل لوشاتو را بفروشد/ و با پولش/ در ایران/ انقلاب مخملی راه بیندازد/ دیشب وقتی/ اخبار ساعت 9 را گوش دادم/ «ما همه پیرو خط رهبریم» نبود/ و تیتراژ خبر تغییر کرده بود/ و به جای «انجز وعده»/ ادای BBC را درآورده بود/ ما اگر بر صف دشمنان حمله می‌بردیم/ در صفوف خودی رخنه ایجاد نمی‌شد/ و بهمن، جاده انقلاب را نمی‌بست/ من عاشق بهمن انقلابم/ نه بهمن جاده چالوس/ و در دهه فجر به دنیا آمده‌ام/ من با انقلاب هم‌سن‌ام/ جشن تولد ما در یک روز است/ یار دبستانی من انقلاب است/ من و انقلاب/ چند روز دیگر/ وارد سی ‌و دومین سال بهار زندگی‌مان خواهیم شد/ و چه زجری کشیدند/ آنها که من و انقلاب را/ از آب و گل درآوردند/ من نمک‌نشناس نیستم/ فقط یک سوال دارم/ «این بانگ آزادی کز خاوران خیزد»/ یا از نیاوران؟!/ و «حرف امام این بود، در سرزمین ایران، پاینده‌ است اسلام» / من رانندگی را در همین جاده انقلاب/ یاد گرفته‌ام/ اما راننده فرمول یک هم/ نمی‌تواند چشم بسته حرکت کند/ شوماخر هم خلاف کند/ پلیس باید به «مرّ قانون» عمل کند/ مگر اینکه رشوه گرفته باشد! / ماشین من/ بیمه آسیا نیست/ «بیمه انقلاب» است/ و پدرم اول انقلاب در کمیته بود/ و خوب شد که در جنگ شهید شد/ و از کمیته X سر درنیاورد/ من جلوی آینه ماشین/ علامت X نگذاشته‌ام/ پلاک پدرم را آویزان کرده‌ام/ و وصیتنامه‌اش/ هنوز هم/ آویزه گوشم است/ وصیتنامه پدرم/ نامه‌ای بود خطاب به امام/ که هم سلام داشت/ و هم والسلام/ سرگشاده نبود/ الان سختگیرترین ویراستارها هم/ که از همین دل‌نوشت/ هزار و یک غلط درمی‌آورند/ نمی‌توانند از وصیتنامه بابااکبر/ یک غلط بگیرند/ غلط - غلوط/ در نامه‌های شیخ زیاد است/ من دیکته را / از معلم سال اولم یاد گرفتم/ نه از آقای جین شارپ! / و پدرم عاشق امام بود/ و با «پرواز انقلاب»/ بال درآورد/ و رفت مهرآباد که در فضایش / «بوی عطر شقایق پیچید» ه بود / من می‌خواهم به آن خلبان بگویم/ امسال دست امام را محکم‌تر بگیرد/ و امام را زودتر بیاورد/ من دلم برای خمینی تنگ شده/ هوای روح‌الله افتاده به سرم/ پدرم بعد از جمعه سیاه می‌گفت/ «که راه ما باشدا راه تو ای شهید»/ پدرم «دست قهار خلق خدا بود» / و قبل از انقلاب/ عکس خمینی را/ به طلق موتورش زده بود/ و چند بار از ساواک کتک خورد/ نوش جانش/ مامور ساواک می‌گفت/ به خمینی فحش بدهی/ ولت می‌کنم/ و پدرم به شاه فحش داد/ و گفت/ «ما بچه‌های ایران جنگیم تا رهایی فریادمان بلند است نهضت ادامه دارد»/ ...

... پدرم/ در ره منزل لیلی/ مجنون بود/ و می‌گفت/ «آنکه بر ظلم شب حمله‌ور شد»/ خمینی بود/ «سران فتنه» بعدا آمدند!/ من یک روز/ وصیتنامه پدرم را چاپ می‌کنم/ الان زود است/ می‌ترسم با این نامه‌ها و بیانیه‌ها/ اشتباه گرفته شود/ و می‌ترسم بیفتد زیر بهمن جاده انقلاب/ و دیده نشود که «در زمستان / بهاران آمد / آدم از قعر دوران آمد».


«خمینی ای امام، خمینی ای امام»/ امسال زودتر بیا/ من می‌دانم امسال هم که بیایی/ اول می‌آیی به ما سر می‌زنی/ و بعد ای «حبل‌المتین توده‌های آرزومند»/ باز هم می‌روی بهشت‌زهرا(س)/ و برای شهدای راه انقلاب/ فاتحه می‌خوانی/ شهدایی که قرآن گفت زنده‌اند، شهیدان اسلام‌اند/ و امروز/ عده‌ای می‌خواهند/ از زنده‌هایی که راست‌راست راه می‌روند/ شهید بسازند/ گوش من فقط «ندا»ی هل من ناصر ولایت را می‌شنود/ امسال زودتر بیا خمینی/ «مقدمت را اماما! شهیدان با نثار تن خود گشودند»/ بیا خمینی/ من دلم برای تو تنگ شده/ و برای «الله‌اکبر»ی که «مرتضایی‌فر» گفت/ اماما! دیروز عده‌ای معدود/ پشت‌بام رفتند/ و الله‌اکبر گفتند/ که ترجمه‌اش این بود/ آمریکا بزرگ‌تر از آن است که وصف می‌شود!/ امروز /اماما! /«ما نغمه الله‌اکبر بر زبان داریم»/ و البته قرائت‌ها از دین زیاد شده/ و کم مانده VOA بر «چهل حدیث» تو/ تفسیر بنویسد/ اماما! من از طرف آنها/ که عکست را پاره کردند/ معذرت می‌خواهم/ آنچه در موزه رفت/ «ایسم»‌هایی بودند که دچار «ایست» قلبی شدند/ جای تو در قلب ماست/ که بت‌شکن بودی/ و نترسیدی که CNN/ تو را مخالف حقوق بشر بخواند/ اماما! با وجود تو بود/ که «در زمستان بهاران آمد» / من از طرف آنها که/ به تو جام زهر دادند/ معذرت می‌خواهم/ اماما! امسال زودتر بیا/ «پرواز انقلاب» را جلو بینداز/ من با «بصیرت»ام/ و کام تو را شیرین خواهم کرد/ اماما! امسال زودتر بیا/ لااقل به خاطر خامنه‌ای/ مگر نگفتی که سیدعلی/ چون خورشید می‌درخشد/ اینجا اما عده‌ای پشتیبان آمریکا شده‌اند/ و به خورشید پشت کرده‌اند/ و بر اصل ولایت‌فقیه/ شعار مرگ می‌دهند/ و عده‌ای از تو دم می‌زنند/ تا او را بکوبند/ و از همت حرف می‌زنند/ تا مرا بکوبند/ بنشین اماما! در همان صندلی معروف/ کنار مزار شهدا/ و باز هم به پشتیبانی ما/ توی دهان‌شان بزن/ اماما! / دولتی که تو تعیین کردی/ به پشتیبانی رای ما بود/ اما امروز/ می‌خواهند رای ما را به انقلاب/ به پشتوانه سفارت انگلیس/ نادیده بگیرند/ و در جاده انقلاب/ حتی از تو/ از اسلام ناب/ عبور کنند.

اماما! باز هم بیا/ امسال زودتر بیا/ تا برایت بخوانیم/ «تو شمشیر خدا بر قلب کفار گران‌جانی»/ «غریو لاتخف سر ده به گلبانگ مسلمانی»/ اماما! / «ما چون خمینی رهبری روشن‌زبان داریم»/ که تو گفتی لیاقت رهبری دارد/ و ما هر وقت/ دل‌مان برای تو تنگ می شود/ خامنه‌ای را نگاه می‌کنیم/ «دشمن بداند ما موج خروشانیم»/ «زاییده بحریم فرزند توفانیم»/ «در سنگر اسلام بگذشته از جانیم»/ «بازو به بازو صف به صف ما آهنین چنگیم»/ «سنگر به سنگر جان به کف آماده جنگیم».

«ای گذشته ز جان در ره هدف»/ «ز ما تو را درود،ز ما تو را سلام»/ «خمینی ای امام، خمینی ای امام»...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

دانلود سرود های زیبای انقلابی

               

بهاران خجسته باد               بهمن خونین             الله  الله الله

 

          

دیو چو بیرون رود             ایران ایران          خمینی ای امام

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

به فدای سید علی

سیدعلی جونم فدات ای رهبر من                              سیدعلی کم نشه سایت از سرمن

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

خصوصیات بسیجی

خصوصیات بسیجی

مكتبی بودن

مهمترین ویژگی بسیج ایمان به خدا و اعتقاد قلبی و باور درونی به خالق یكتا است. ایمان به خدا رابطه مستحكم نیروهای بسیجی با حق تعالی است زیرا بسیج رضایت حق تعالی را مبنای حركت و فعالیت خود می داند. بنابراین مهمترین مشخصه بسیجی مكتبی بودن آن است. جهاد همه جانبه در راه خدا، نگهبانی از انقلاب ، دستاوردهای نظام مقدس اسلامی از دیگر جنبه های مكتبی بودن نیروهای بسیجی است.

اطاعت از ولایت فقیه

اطاعت از ولایت فقیه و تبعیت پذیری از رهبری نظام یكی از شاخص ترین ویژگی های بسیج است. بسیج تابع محض ولایت فقیه است و سعادت خود و جامعه را در پیروی از ولایت فقیه می داند، زیرا از معمار انقلاب و موسس بسیج آموخته است كه ««من به همه ملت، به همه قوای انتظامی اطمینان می دهم كه امر دولت اسلامی اگر بانظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملكت وارد نخواهد شد.»

اخلاص

بسیج عاشق خدا است و اخلاص به خدا مهمترین خصوصیات و ویژگی بسیجیان است. زیباترین حركت بسیجیان خمینی و فعالیت بسیجیان ، داشتن رنگ خدائی در كارها است. برای همین است كه امام بسیجیان ، خمینی كبیر (ره) فرموده اند:

” بسیج لشكر مخلص خدا است كه دفتر تشكیل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده اند.“

مساله اخلاص بسیار دقیق و ظریف است كه قبولی اعمال بستگی به مقدار خلوص انسان دارد و هر چه اخلاص بیشتر و كاملتری داشته باشد، عمل او ارزشمندتر است . امام صادق علیه السلام در ضرورت توجه به موضوع اخلاص می فرمایند:

” هیچ نعمتی بالاتر از این نیست كه در دل بنده چیزی جز خدا نباشد.“ :

تواضع و فروتنی

فروتنی و شكستن نفس از مهمترین فضایل انسانی است كه نیروهای بسیجی موصوف به چنین اخلاقی می باشند. بسیج علاوه بر اینكه در مقابل خدا خاشع و فروتن است در برابر مردم متواضع می باشد. قرآن كریم ویژگی مؤمنان و مردان خدا را چنین بیان می كند:

” بندگان شایسته خدا كسانی هستند كه با آرامش راه می روند و آنگاه كه از نادانان حرف نامربوط می شنوند، نادیده می گیرند و اظهار محبت می كنند.“

غیرت دینی

غیرت و جوانمردی از ویژگیهای هر بسیجی است . بطور كلی منظور غیرت دینی این است كه نیروهای بسیجی نسبت به مسائل اخلاقی و دینی جامعه و ترویج احكام و معارف الهی حساسیت داشته باشند. اگر موضوعاتی در جامعه رخ داد كه با احكام اسلامی و الهی مطابق نبود، در برابر آن عكس العمل نشان داده شود. موضوع غیرت ، در سیره معصومین (ع) و بزرگان دین به وضوح مطرح است . اگر بخواهیم نماد كلی و عینی غیرت دینی را در عصر حاضر از بزرگان دین مطرح كنیم ، موضعگیری شجاعانه حضرت امام (ره) در تألیف كتاب آیات شیطانی توسط سلمان رشدی است كه فتوای تاریخی قتل سلمان رشدی را صادر فرموده اند. بنایراین بسیجی هرگز در مقابل ناهنجاریهای جامعه بی تفاوت نخواهد بود. در مقابل زشتی ها و ناپاكی های اخلاقی و اجتماعی اهل تسامح و تساهل نخواهد بود.

حسن خلق

اخلاق نیكو یكی از صفات پسندیده در اسلام و از شیوه های مطلوب جاذبه دینی و فضایل انسانی است. در میان آداب اخلاقی و سنتهای اجتماعی، حسن برخورد با مردم در اخلاق اسلامی جایگاه ویژه ای دارد و برای نیروهای بسیجی كه با مردم ارتباط دارند این موضوع حائز توجه است. مهمترین مؤلفه جاذبه مردم به تشكیلات بسیج برخورداری نیروهای بسیجی به این صفت پسندیده است كه به عنوان یك رفتار مطلوب در میان نیروهای بسیجی رایج است. در اهمیت حسن اخلاق همین بس كه پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموده است: ” برترین شما نیكوكارترین شما از نظر اخلاق است. آنان كه خود را آماده خدمت كرده و با دیگران با الفت و مهربانی زندگی می كنند.“

شجاعت

گرچه شجاعت یك صفت اخلاقی است ولی مهمترین نماد اخلاقی و رفتاری یك فرد در زندگی اجتماعی است. فرد شجاع كسی است كه دارای هویت دفاعی است و در راه حفظ ارزشها جرأت برخورد با عوامل دشمن را دارد. اگر شجاعت به عنوان یك فرهنگ عمومی در جامعه ما وجود داشته باشد و همه آحاد مردم صلابت و شهامت در راه دفاع از اسلام و ارزشهای دینی را داشته باشند، بدون شك كیان اسلامی از هر خطری مصون خواهد بود. حضور مقتدرانه در دفاع مقدس و خلق حماسه های پرشور بسیجیان در صحنه های نبرد نشانه های عینی از شجاعت بسیجیان در صحنه های دفاع می باشد كه از مهمترین شاخصه های نیروهای بسیجی نیز می باشد.

مردمی بودن

منظور از مردمی بودن بسیج این است كه آنان از متن ملت برخاسته و به صورت خودجوش و حركت مردمی به عضویت این تشكیلات پیوستند و در جهت مصالح و آرمانهای نظام به پیروی از ولایت فقیه به انجام وظیفه پرداختند. حضور رده های مقاومت بسیج در كلیه اقشار و اصناف و اقصی نقاط كشور و پذیرش و جذب آحاد مردم در سنین مختلف نماد واقعی مردمی بودن این تشكیلات است..

شهادت طلبی

شهادت طلبی با وجود بسیجیان عجین شده است و بسیجی شهادت را می شناسد و به آن عشق می ورزد. حب به شهادت را بسیج از مولای خود علی علیه السلام آموخته است كه فرموده است : “ انی للشهاده لمحب. من دوستدار شهادت هستم.“ نام بسیج در فرهنگ انقلاب اسلامی با ایثار و شهادت نقش بسته است زیرا ارزشهایی كه فرهنگ اسلام و مبنای دینی برای شهادت قائل است بسیجی را شیفته شهادت كرده است. رسول گرامی اسلام(ص) فرمود: ” بالای هر نیكی، كار نیك دیگری است تا اینكه مرد در راه خدا كشته شود. وقتی در راه خدای عزوجل كشته شد بالای آن كار نیكی وجود ندارد.“

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

اشعار شهریار در مورد بسیج

اشعار شهریار در مورد بسیج

1،2 مگابایت

دانلود کلیپ تصویری

سرور 1 یا سرور 2

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

حمله اشغالگران صهیونیست به یک زن فلسطینی

حمله اشغالگران صهیونیست به یک زن فلسطینی

الا لعنة الله علي القوم الظالمين

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

شهيدبابايي

در مراسم پاياني جشنواره فيلم‌هاي تلويزيوني؛
 
شهاب حسيني جايزه خود را به همسر شهيدبابايي تقديم كرد

 شهاب حسيني در مراسم پاياني جشنواره فيلم‌هاي تلويزيوني جايزه خود را به همسر شهيدبابايي تقديم كرد.


از حواشي مراسم پاياني جشنواره فيلم‌هاي تلويزيوني مي‌توان به پخش كليپ «ايران ايران» با صداي رضا رويگري اشاره كرد كه در ادامه پخش آن، ضرغامي به خاطر اجراي ترانه اين كليپ با اهداي لوح يادبود و هدايايي از رويگري قدرداني كرد.
در بخش ديگري از مراسم شهاب حسيني كه در سريال «شوق پرواز» در نقش شهيد بابايي ايفاي نقش مي‌كند، هديه خود را براي ايفاي نقش در تله‌فيلم «تنهايي» به عنوان بهترين بازيگر مرد، به همسر شهيد بابايي اهدا كرد.
اين حركت با استقبال حاضران در سالن روبه‌رو شد و جمعيت حاضر چند دقيقه‌اي ايستاده به تشويق «شهاب حسيني» پرداختند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

مباهله یعنی چه؟

مباهله یعنی چه؟

روز مباهله

 

معنای لغوی این کلمه مباهله:

مباهله از ریشه "بهل" و بر وزن "مُفاعِلَة" است. این کلمه از نظر لغت سه معنا دارد:

1- رها نمودن و به خود وا گذاشتن؛

2- دعایى که همراه با تضرع و اصرار باشد؛

3- کم بودن آب.

اما معناى اصطلاحى آن:

زمانى که دو یا چند نفر بر سر مسئله‌اى اختلاف نظر داشته باشند و هیچ کدام حاضر نباشند نظریه طرف مقابل را بپذیرند، در یک جا جمع مى‌شوند و به درگاه خداوند تضرع مى‌کنند و از خداوند مى‌خواهند که آن کس را که بر باطل است رسوا نموده و مورد لعن و مجازات خویش قرار دهد.

با توجه به معناى اصطلاحى مباهله، ماده اصلى مباهله هم مى تواند «بهل» به معناى "رها نمودن و به خود واگذاشتن باشد" و هم «بهل» به معناى "دعاى همراه با اصرار و تضرع"؛ زیرا در مباهله هر یک از طرفین براى طرف مقابل خویش درخواست لعن مى کند و لعنت خدا چیزى غیر از به خود وا گذاشتن و محرومیت از رحمت خدا نیست.

از این جهت، مباهله با معناى اول سازگار است و از آن جهت که مباهله دعایى معمولى نیست، بلکه همراه باتضرع و اصرار است، با معنى دوم هماهنگ است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

بیسیم چی

هر وقت توي اين شهر شلوغ زير حجم آتش دنيا بي‌تاب شدي و دلت گرفت،

يادت باشه كه بي‌سيم‌چي هميشه به‌گوشه و مي‌توني حرف دلت رو بزني.


اگر بخواي پيام بي‌سيم‌چي رو دريافت كني

يكي از اعداد 1 تا 22 رو به 30001357 ارسال كن... (فقط عدد! نه كمتر، نه بيشتر!)


حرف دل، جمله‌هاي كوتاه و زيبا، انتقاد و پيشنهاد و... رو مي‌توني در پيامكي جداگانه ارسال كني.

شماره عنوان موضوع
1 امدادگر راهنماي بي‌سيم‌چي
2 شهيد گزيده وصيت‌نامه‌ها و جملات شهيدان
3 پيك هفته‌شمار پايداري پيرامون وقايع‌و‌مناسبت‌هاي مرتبط با فرهنگ پايداري
4 علمدار كلامي از مقام معظم رهبري
5 ديده‌بان اخبار و موضوعات روز مرتبط با فرهنگ پايداري
6 راوي روايت‌هاي كوتاه دفاع مقدس و داستانك‌هاي پايداري
7 ايستگاه صلواتي ختم قرآن و صلوات با موضوعي در هر هفته
8 بي‌سيم‌چي‌افتخاري پيامك برگزيده مخاطبين با ذكر عنوان ارسال‌كننده در هر هفته
9 كوله‌پشتي پيامك‌هاي توليدي تحريريه در هر هفته
10 منور آيه كريمه‌اي از قرآن در هر هفته
11 فانوس حديث هفته
12 تركش طنز جبهه به‌صورت ماهانه
13 معراج شعر پايداري به‌صورت هفتگي
14 موعود پيرامون امام عصر(عج)
15 خشاب پيامك اتفاقي از بانك اطلاعاتي پيامك‌هاي بي‌سيم‌چي
16 انبار مهمات معرفي كتاب، سايت و وبلاگ پايداري به صورت هفتگي
17 امتداد قطعه منتخب شماره جاري ماهنامه امتداد
18 فرهنگ جبهه اصطلاحات و تابلو نوشته ها
19 عمليات اعلام موضوع ماه جهت اعلام‌نظر مخاطبان
20 تخريب‌چي برندگان مسابقه هفته
21 ميدان موانع پرسش مسابقه هفته
22 روح‌الله صحيفه امام خميني (ره)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

بسیجی واقعی همت بود و باکری

شهید همت...  زمان بازرگان،  به من برچسب چريک فدايي زدند. زمان بني صدر هم بر چسب منافق!
هر قدمي که در راه خدا و بندگان مستضعف اوبرداشتيم، بر چسب بارانمان کردند . حالا روزي ده بر چسب دشت مي کنيم، اما عزيزان من! دل سرد مباشيد.
حاشا که بچه بسيجي، ميدان را خالي کند.
حاج حسین یکتا، گفت خیلی خوبه جلسه ی این چنینی( توی  دانشکده حقوق برگزار شد. تریبون آزاد وسخنرانی حاج حسین) .این که دو طرف حرف هم رو بی دعوا بشنوند.
اما دو تا ایراد داشت: یکی اون آقایی که خارج از نوبت تریبون آزاد صحبت کرد ،
ویکی اون برادری که وسط صحبت ها پریدن. حاج حسین گفت:...

test


 تا حالا چند بار نشستیم چشم در چشم ، با کسی که مشکل داره صحبت کنیم حرفش رو بشنویم ، حرفمون رو بزنیم؟ وقت بذارید ، نفس بگذارید، اگر نفس حق باشه اثر هم می کنه. دم در همین دانشگاه تهران ، پر بود از آدمهایی که با تیپ های مختلف ،با هم بحث( نه دعوا!) می کردن.خرد خرد وکم کم از هم جدا می شدیم. توی عملیات مرصاد ، دیدیم همونا جلومون وایستادن. باید مباحث اعتقادی خودمان را ، بصیرت خودمان را قوی کنیم! حتی اگه بسیجی باشی، گول نخوریا! همت وباکری وبنده و ...
رفتیم جبهه که  محیط دانشگاه امروز تو ، محیط اون روز نباشه. بسیجی واقعی توی دانشگاه اونه که بعدیا بیان بگن خدا پدرشو بیامرزه چه تاثیر خوبی گذاشت.اونا که برای خدا، برای خدا! از دیوار لانه جاسوسی بالا رفتن ، بعد هم  کار رو تموم کردن، جبهه و شهید شدن.
بعد شهادتشون که جنازشون زیر شنی تانک له شد تازه گفتن: این قدوسی بود، این علم الهدی بود ، که لانه جاسوسی رو پاک کردن. بچه بسیجی! به خدا قسم خدا هست! به خدا قسم خدا هست! به خدا قسم خدا هست! بسیجی واقعی اونه که بعد شهادتش قبرش می شه دارالشفا. چقدر به امام فحش دادن، چقدر صدام به امام فحش داد گور صدام کو؟ قبر امام کو؟جنازه ی صدام رو توی تکریت گم وگور کردن.
 واسه تشییع جنازه امام ده میلیون آدم اومد. بسیجی واقعی ،
 اونه که آخرش شهید می شه. فتنه که به پا شد، می دونی چه اتفاقی افتاد؟ هممون، هممون امتحان شدیم. آقا بزرگترین امتحان رو پس داد. دیدین آقا بعد از جریانات نورانی تر شد؟چون به خاطر خدا بود.غصه به دلش گذاشتن. ما هم امتحان شدیم.ما هم غصه به دلش گذاشتیم.
 توی فتنه ، کم اومدیم، دیر اومدیم ، بد اومدیم، اشتباه هم کردیم.امام علی (ع) فرمود :اگه توی جنگ جلوی شمشیر من بیایید تا چند نسل تون رو می بینم.اگه در ذریه شما آدم خوبی باشه نمی کشم.اما مالک هر کی از دشمن باشه می کشه.(فرق ما وآقا...بصیرت) کسی نیاد بگه:بسیج رو قبول ندارم.بگه "فلان بسیجی "رو قبول ندارم. اون موقع که می رفتیم جبهه وقتی بر می گشتیم از اراذل محل کتک می خوردیم!بسیجی واقعی همیشه مظلومه.بسیجی واقعی کتک می خوره اما جبهه رو ول نمی کنه. بسیجی ها همیشه ریگ کف جوب انقلاب بودن. زمان انتخابات هم توی ستاد گفتم: احمدی نژاد هوادار نمی خواد! شما هوای نفس رو مواطب باشید. گفتم روزه وزیارت عاشورا. اون که می گه: کشتن و باتوم و... باید همه چی رو با هم نگاه کنه.کار از کی خراب شد؟از وقتی اغتشاش شد.اگه باتوم دست نمی گرفتن الان آمریکا به برنامه های اجرا شده اش رسیده بود. کارش گرفته بود.اگه همت بی سر شد، اگه جنازه باکری رو آب برد، برای این بود که دشمن دین بچه های ما رو نبره.استکبار ستیزی یعنی این. الان هم تریبون آزاد می ذاریم بحث می کنیم برای این که دین رو نبرن.توی فضایی که استاد ها ودرس ها واختلاط و... . اینه که آخرالزمان ، ایمان مثل آتیش کف دسته.بسیجی وسط میدون دفاع از ارزش هاست.جوسازی نه.هر بازی هم داور داره.توی آمریکا هم وقتی مشکل پیش بیاد یه نفر حرف آخرو می زنه.. ما از وقتی چشم باز کردیم کف خیابون های تهران درگیری با منافقین بود ، بعد درگیری های آمل ، بعد سیستان وبلوچستان بعدکردستان بعد جنگ شد بعد آمریکا و وضع خلیج فارس بعد صیح گفتن: انا لله وانا الیه راجعون امام رفت...بعد همی اون مجلس اسم آقا رو گفتن. همه وقایع گذشت...30 تا زمستون رفت وسیاهی به رغال موند. سارندگی هم رفت. دوم خرداد هم رفت. این دوره ها هم می گذره.اما بعد از دانشگاه  بچه ات ازت می پرسه : تو کجای غصه وقصه بودی. توکدوم طرف بودی.چی کار کردی.این انقلاب،ان شا الله ، با سرعت داره به سمت ظهور می ره. توی هر ایستگاه یه عده سوار شدن ، یه عده پیدا شدن.نمی گم نقد وبحث نکنین، اما داد نزنین!دلهاتون نرنجه. وگرنه شیطان شبهه می اندازه وسز، کم کم احساس می کنی اصلا دین برا چی ؟کار برا چی؟ فردا که کار می کنی می خوای اهل سیاسی هم باشی،اگه سیاستت مبناش دیانت نباشه چپّه می شی. شیطان رحم نمی کنه ها.امروز به توی بسیجی رحم نمی کنه. دخلت رو می یاره.ما جز آقا به هیچ کس عهد نبستیم. بسیجیه واقعی اینه که داریم. بسیجی اگه ساکت بمونه مُرده. بین مردم  ببینید خدا چی می گه ، همت وباکری واسه خدا کار کردن.نیت اثر وضعی داره روی عمل. خدا اثر داره. حجت بین ما ها، این باشه که، هر کی بسیجی داقعی بود ، آخرش شهید می شه. هر جا، می خوای کار کن، فقط وقتی رو به روی همت مباکری ، روبه روی مادر شهدا واستادی، بتونی بگی، ما توی دانشگاه تهران، در حمایت از راه شهدا هر کار می شد کردیم. ما داغ شهدا رو دیدیم. دیگه ان شا الله داغ شما بسیجی ها رو نبینیم.ان شا الله ما توی یکی از سفرها اردو ها یه جایی شهید می شیم.مرگ حقه.خدا حقه.امام حقه.شهدا حقه، همت وباکری حقه.حق حقه.برس بهش.هر جا ، احساس کردی ، تکلیف الهیه، وایستا. امام گفت :به خاطر خدا آبروم رو می دم. تا آبروت رو برای خدا ندی شهید نمی شی.امام داد ، بهشتی داد، همت وباکری دادن... .هر قدر به قله ی ظهور نزدیک می شیم هوا رقیق تر می شه. بعضی شش ها طاقت نمی آرن ها! ما راحتیم، فرمانده داریم، ولی داریم، فردا هم جواب می ده.اما اون یکی کیه که به جاش جواب پس بده؟ مشکل امروز ما اینه که جامعه بیدار نمی شه. ما حاضریم. شیطان نیودمده؟! آروم آروم از نیرو های ما نبرده ؟هر نقدی داریم توی خودمون باشه. وقتی یه حرفی عمومی می شه تا جمع اش کنی خیلی طول می کشه. خیلی حرفها از دانشگاه تهران بلند می شه .حتی در قم هم تاثیر می ذاره. تو قله ای. عملت دامنه داره. اگه برای غذایی که می خوریم چراغ روشن می کنیم، برای غذای روحمون نباید چراغ روشن کنیم؟ وصیت نامه شهدا چراغه، بصرته. وصیت شهدا ولایت فقیهه.باهم بودنه. سر قبر بهشتی زار می زدن می گفتن حلال کن چه تهمت ها زدیم بهت! بسیجی اینه. پسر یه پزشک ارمنی زنگ زده به سردار باقر زاده گفته مادرم گفته توی یه تابوت شهید مفقود الاثر دفن بشه. ارمنیه جلو نزنه من و توی بچه بسیجی جا بمونیم! به والله جا موندن خیلی راحته. از هم دیگه نرنجید.نرنجانید .برای خدا که باشید خدا کمک می فرسته.ان الله مع الجماعه. حدود واحترام هم رو نگه دارید. می آن می گن:استاد سر کلاس بد میگه می گم: یادت باشه استاده ها! بزرگتره. حتی اگه به آقا بد می گه بزرگتره. یه گوشه بهش بگو جلو بچه ها ضایع نکنی اش اخلاص توش نباشه. شنیدم  این جا نامحرم به نامحرم نگاه می کنه. حقیقت داره؟؟ خدا قانون الهی داره. خدا با اهل یقینه.اهل یقین باشید.اهل بصیرت. دمتون گرم جمعتون با صفا.ان شا الله پیش پای آقا ،  یا در رکاب آقا شهید بشیم. لایحمل هذا القلم الا الاصحاب الصبر والبصر.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

پیش گوییهای رهبری معظم انقلاب در کلام سید حسن نصرالله

 

صحبت های پیش رو سخنان سیدی اصالتا یمنی است که امروز در لبنان پرچمدار نهضتی بزرگ است. این صحبت ها در جمع عده ای از طلاب قم در لبنان صورت گرفت که در تاریخ 30 مرداد 85 در بازتاب انعکاس داده شد.

سید حسن نصرالله سخنان خود را اين گونه آغاز كرد: من فكر كردم چه بگويم، موضوعي كه نمي‌شود با رسانه‌هاي گروهي طرح كنيم كه مربوط به جمهوري اسلامي، امام(ره) و مقام معظم رهبري هم باشد. برگرديم به 21 سال قبل يا بيشتر، به سال پيروزي انقلاب اسلامي سال 1979. شيعيان لبنان (و اهل سنت) منفعل بودند اما توجه خوبي به امام شد و ايشان تأثير فراوان بر ملت لبنان داشتند، اقتصادي، فرهنگي و … مخصوصاً در سطح جوانان. جزء پيشگويي‌هايشان هم هست كه: «يهوديان كنار هم جمع مي‌شوند و نابودي آن‌ها زماني است كه انقلابي در شرق شود و يكي از فرزندان انبياء، هم‌نام يكي از انبياء بني اسرائيل قيام مي‌كند.».



قضيه اول، يك روز بعد از جنگ دوم خليج فارس در كنفرانس مادريد، عرب ها و اسرائيلي ها را جمع كردند براي صلح خاورميانه كه آقا هم يك پيام مهم عليه آن داد. همه رفته بودند، رئيس جمهور سوريه، لبنان و... پشتيبان بين‌المللي هم داشتند، مثل آمريكا و شوروي. صلح به نظر ما و همه صاحب‌نظران قطعي بود. رسيديم خدمت آقا و گفتيم كه ما تنها مانديم. فرمودند: «درست است كه همه دنيا جمع شده‌اند ولي من به شما مي‌گويم صلح نخواهد شد و كنفرانس موفق نخواهد بود.» در شرايطي بود كه تحليل‌گران مي‌گفتند كار تمام شد. حتي بعضي آقايان در ايران هم اين نظر را داشتند. اسحاق رابين و حافظ اسد با واسطه مذاكره مي‌كردند و نزديك به توافق بودند. بعد از حدود يك ماه انتفاضه اول آغاز شد و در كمال ناباوري همگان روند صلح شكست خورد.

قضيه دوم، در مورد عقب‌نشيني اسرائيل بود. همه معتقد بودند كه محال است عقب‌نشيني از مرزها آن‌هم بدون قيد و شرط. رفتيم خدمت آقا؛ فرمودند: «من تحليل شما را قبول ندارم.» ولي صريح نفرمودند. بعد از چند روز فرماندهان ما رفتند تهران خدمت آقا. عادتاً اين‌ها طول عمر مسؤوليتشان دو سال بود. لذا عده‌اي از اين‌ها براي جانشيني فرماندهان شهيد آماده شده بودند. ابتدا فقط براي نماز از آقا اجازه گرفته بوديم. بعد درخواست دست‌بوسي كرديم. بعد خودشان فرمودند كه كمي صحبت كنيم. فرمودند: «پيروزي شما خيلي نزديك است، نزديك‌تر از آنچه شما به ذهنتان برسد، همه شما با چشمان خود خواهيد ديد.» و بعد از چند روز ما ديديم اسرائيل فرار كرد.

قضيه سوم، مساله سوريه بود. به خاطر سيستم امنيتي بسيار بسته كسي نمي داند داخل سوريه چه مي‌گذرد و ما نمي‌دانستيم كه بعد از مرگ حافظ اسد چه مي‌شود. لذا هميشه نگران بوديم كه يك مخالف سر كار بيايد. يك بار كه حافظ اسد مريض شد، خدمت آقا رسيديم و گفتيم برايش دعا كنيد، فرمودند دعا مي‌كنم. بعد از مدتي خوب شد. گذشت تا اين كه بار ديگر حافظ مريض شد. دوباره خدمت آقا رسيديم كه دعا كنيد، فرمودند: «البته من دعا مي كنم ولي ناراحت نباشيد. چون كسي كه بعد از او مي‌آيد براي شما خيلي بهتر خواهد بود.» وزارت خارجه و اطلاعات كه هيچ CIA هم نمي دانست چه مي‌شود. به هر حال حافظ فوت كرد و بشار آمد. و جداً وضع ما بعد از فوت حافظ اسد خيلي بهتر شد. به طوري كه اسرائيلي‌ها مي گويند، نمي‌دانيم كدام از يك از اينها از ديگري اطاعت مي‌كنند؟ صميميت ما با سوريه، اكنون به صورتي است كه هر زمان بخواهم با بشار ديدار و تبادل نظر مي كنم.

و آخر اینکه، وقتي كه ما در جنوب لبنان پيروز شديم. خدمت آقا رسيديم و من با تأسف و نااميدي گفتم: «حضرت آقا هجده سال طول كشيد تا حزب‌الله جنوب لبنان را آزاد كرد، فلسطين چقدر طول خواهد كشيد؟!» آقا فرمودند: «حالا كه پرسيديد مي‌گويم كه اعتقاد دارم آزادي قدس كمتر از آن طول مي‌كشد.»

اين‏كه مى‏بينيد جنجال عليه جمهورى اسلامى زياد است، دليل اقتدار ماست. امام (رضوان‏اللَّه‏عليه) يك وقت فرموده بودند اگر جمهورى اسلامى چيزى نيست، چرا اين‏قدر عليه آن صف‏آرايى مى‏كنند؟ اگر اهميتى ندارد، چرا براى مقابله‏ى با آن، اين‏قدر خودكشان مى‏كنند؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

شهادت رزمندگان هنگام نماز به صحنه‌هاي عاشورا نزديك است

شهادت رزمندگان هنگام نماز به صحنه‌هاي عاشورا نزديك است

ديده‌بان لشكر 10 سيدالشهدا (ع) گفت: برخي از رزمندگان حين وضو گرفتن و نماز خواندن شهيد مي‌شدند كه اين وقايع بسيار به صحنه‌هاي عاشورا نزديك است.


احمد مقدم اظهار داشت: تأسي از فرهنگ عاشورا در جبهه ميان رزمندگان براي مبارزه با استكبار جهاني هميشه از تازگي و رنگ و بوي خاصي برخوردار بود.
وي افزود: بعثي‌ها با كمك دنياي استكبار از نظر تجهيزات، نيروي انساني و آموزش به مراتب از رزمندگان ايراني جايگاه رفيع‌تري داشتند ولي هميشه از فقدان اعتقاد و ايمان رنج مي‌كشيدند؛ كربلاي 5 گوشه‌اي از ايثارهاي رزمندگان اسلام با تأسي از فرهنگ عاشورا بود زيرا بعثي‌ها در حدود بيش از يك ميليون و 500 هزار نيروي انساني داشتند، ولي نيروهاي خودي در اين عمليات بزرگ، كمتر از 800 هزار نفر بودند.
مقدم اظهار داشت: امدادهاي غيبي در عمليات‌ها هميشه به ياري رزمندگان مي‌آمد و اين رويدادها و توفيقات در عمليات‌ها به خاطر ايمان رزمنده‌ها به پروردگار، قرآن، ائمه اطهار (ع) و در رأس آنها امام حسين (ع) صورت مي‌پذيرفت.
وي بيان داشت: رزمندگان براي تصرف و باز پس‌گيري خاك وطن هميشه و در هر زمان با توكل به پروردگار و كمك گرفتن از ائمه اطهار (ع) ‌به خط دشمن حمله مي‌كردند.
وي به امدادهاي غيبي مانند «ماه‌گرفتگي» در برخي از عمليات‌ها كه باعث تردد و جابجايي تجهيزات لجستيكي و نظامي رزمندگان در مقابل خاكريزهاي دشمن بعثي مي‌شد، اشاره كرد و گفت: واقعاً هر لحظه از دوران دفاع مقدس تكراري از صحنه‌هاي عاشوراي امام حسين (ع) بود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

ﺳﻼم ﺑﺮ رﻗﯿه ؛ ﺳه ﺳﺎﻟه ﺧﻮن ﺧﺪا

ﺳﻼم ﺑﺮ رﻗﯿه ؛ ﺳه ﺳﺎﻟه ﺧﻮن ﺧﺪا 

سلام بر رقیه؛ سه ساله خون خدا

خاك اينجا آرام است و متين، اما اين خاكها و اين زمين به ريگها و سنگهاى دشت كربلا نمى‏رسند، سرخى شقايق زيباست اما نه به زيبايى غروب خورشيد . آسمان آبى است و كبود، اما نه به كبودى رخسار رقيه(س) .

 گريه كن! گريه كن! شايد در درياى چشمانت‏بتوانى پرستوى پرسوخته‏اى را در امواج متلاطم و خروشانى كه همچون شلاقى بر بدن او فرود مى‏آيد ببينى . قصه‏ى تو، قصه‏ى امروز و فردا نبود . قصه‏ى تو، غصه‏ى بزرگى بود .

قصه‏ى تو قصه‏ى مرگ بود . قصه‏ى تو، قصه‏ى جدايى از درياى عشق بود ....

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

این رنگ سبز زهرا عاری از این پلشتی ست

مدتی قبل جناب محسن مخملباف کارگردان باری به هر جهت و نون به نرخ روز  ایرانی اقدام به نوشتن خزعبالاتی در مورد رهبر معظم انقلاب و وضعیت زندگی آن حضرت نمود که متاسفانه هیزم کش های ابله سبز و بد تر از مخملباف در سطح نه چندان گسترده شروع به بازتاب این اراجیف کردن .

به همین جهت توجه شما رو جلب مبکنم به فرمایش بزرگان انقلاب که از نزدیک با مقام عظمای ولایت آشنایی و برخورد داشتند و گفته هایشان برای اینجانب سندیت دارد تا مخملباف دیوانه که اون ور آبیها منتظرن در جهت خوشایند آنان افاضاتی کند تا تکه استخوانی به سوی او و خانواده اش خصوصا سحر که رهرو راه پدر شده است بیندازند .

اشتباه کردید که عوض نمودید؛ بروید همان زیلوها را بیاورید گروه تاریخ: زندگی ساده و بی آلایش رهبر انقلاب از آغاز تا اکنون یادآور عکس و تصویرهایی است که از منزل بی تکلف امام منتشر شده و خاطراتی که از ایشان هنوز در میان حرف و حدیث های روزمره انقلابیون موج می زند. و اکنون اگر چه رهبر انقلاب نیز بر همان مشی هستند؛ اما پرهیز ایشان از انتشار چنین خاطراتی شاید بسیاری از ناگفته ها را ناگفته باقی گذاشته است. آنچه در پی می آید گزیده ای است از اظهارنظرهای شخصیت های مختلف پیرامون زندگی رهبر انقلاب. کسی که پیشتر در خصوص سال های آغازین زندگی اش این چنین تعریف می کرد:«پدرم روحانى معروفى بود اما خیلى پارسا و گوشه گیر... زندگى ما به سختى مى‌گذشت. من یادم هست شب‌هایى اتفاق می‌افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیه می‌کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود.» حجت‌الاسلام سیدعلی اکبری: «ما زمانی خدمت ایشان رفتیم و از آقا درخواست نمودیم تا اجازه بفرمایند از داخل منزلشان و وضیعت زندگیشان فیلم‌برداری کنیم، تا مردم وضیعت زندگی رهبر خود را ببینند و بفهمند که ایشان چگونه زندگی می‌کنند. آقا فرمودند: اگر شما بخواهید زندگی مرا نشان بدهید می‌ترسم خیلی‌ها باور نکنند.» سردار سرلشکر سیدرحیم صفوی: «روزی که در منزل مقام رهبری، در خدمت ایشان بودم، بحث قدری به طول انجامید و نزدیک مغرب شد. پس از نماز، معظم‌له با مهربانی به من فرمودند:آقا رحیم! شام را مهمان ما باشید. بنده در عین حال که این را توفیقی می‌دانستم، خدمتشان عرض کردم:اسباب زحمت می شود. مقام معظم رهبری فرمودند:نه، بمانید؛ هرچه هست با هم می‌خوریم. وقتی‌که سفره را گشودند و شام را آوردند، دیدم شام چیزی جز املت ساده نیست.» حجت‌الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی: «با این‌که مقام معظم رهبری می‌توانند از همه‌ی امکانات مادی بهره‌مند شوند، سطح زندگی خصوصی ایشان از سطح زندگی یک شهروند معمولی پایین‌تر است. معظم‌لَه علاوه بر این که از یک زندگی معمولی سطح پایین بهره می‌برند، دائماً به مسوولان سفارش می کنند:مواظب زندگی خود باشید. اسراف نکنید. آیت‌الله خامنه‌ای معتقدند که مردم را باید عملاً به ساده زیستی دعوت نمود. خودشان در صف مقدم این دعوت هستند. ایشان در مناسبت‌های خاصی که برنامه خواندن صیغه‌ی عقد دارند، قبل از اجرای عقد، حدود یک ربع، عروس و داماد و خانواده‌های آن‌ها را به رعایت صرفه‌جویی دعوت می‌نمایند و می‌فرمایند:خرج‌های گزاف نداشته باشید؛ تشریفات و ریخت و پاش نداشته باشید. خود آقا هم در زندگی خصوصی‌شان، دقیقاً همین طور عمل می‌کنند. معظم‌له نه حقوق از جایی دریافت می‌کنند و نه از وجوهاتی که از اطراف و اکناف خدمت ایشان می‌آید، برای زندگی شخصی خود استفاده می‌کنند. زندگی ایشان از طریق هدایا و نذوراتی است که علاقه‌مندان و ارادتمندان معظم لَه تقدیم می‌کنند. فرزندان آقا هم همین طور زندگی می‌کنند و همین سادگی و ساده زیستی را دارند.» حضرت آیت‌الله جوادی آملی: «یک روز مهمان مقام معظم رهبری بودم. فرزند ایشان آقا مصطفی نیز نشسته بود که سفره گسترده شد، آیت‌الله خامنه‌ای به وی نگاهی کرد و فرمود: شما به منزل بروید. من خدمت ایشان عرض کردم: اجازه بفرمایید آقازاده هم باشند، من از وی درخواست کرده‌ام که باهم باشیم‌. آقا فرمودند: این غذا از بیت‌المال است، شما هم مهمان بیت‌المال هستید. برای بچه‌ها جایز نیست که بر سر این سفره بنشینند. ایشان به منزل بروند و از غذای خانه میل کنند. من در آن لحظه فهمیدم که خداوند چرا این همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است.» دکتر غلامعلی حداد عادل: «در اوایل ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه ای، یک شب دیداری با ایشان داشتم. صحبت به درازا کشید، معظم لَه فرمودند: شام پیش ما بمان. من از این دعوت خوشحال شدم؛ زیرا می‌توانستم مدتی بیش‌تر در خدمت ایشان باشم. آقا فرمودند: من نمی‌دانم شام چی داریم یا اصلاً به اندازه ما دونفر شام هست یا نه؟ به هر حال، هرچه باشد با هم می خوریم. از همان دفتر کار به منزل تلفن زدند و با خانواده صحبت کردند و گفتند: خانم، شام چی داریم؟ فلانی پیش ماست و من گفته‌ام که هر چه باشد با هم می‌خوریم. از جواب‌های آیت‌الله خامنه‌ای، احساس کردم که در منزل به اندازه یک نفر شام کنار گذاشته‌اند. آقا فرمودند: عیبی نداره! هر چه هست برای ما بفرستید، قدری هم پنیر و ماست همراهش کنید. پس از گذشت حدود یک ربع، یک بشقاب برنج ساده با یک کاسه کوچک خورشت معمولی خیلی متوسط و مختصر آوردند. قدری هم شاید نان و پنیر و ماست همراه آن بود. آن‌ها را نصف کردیم و با هم خوردیم. من در دلم و بعدها به زبانم، هزار مرتبه خداوند را به سبب نعمت انقلاب اسلامی شکر کردم که چنین تحولی در کشور ایجاد کرد. در دستگاه طاغوت - در قبل از انقلاب - چه جاه و جلال و تجمل و اسراف و تبذیری وجود داشت و امروز رییس‌جمهور چه ساده زندگی می‌کند. زندگی آیت‌الله خامنه ای هنوز هم همین طور است. روش ایشان در زندگی عوض نشده است. اگر معظم لَه مردم را به صرفه جویی دعوت می کنند، خودشان قبل از مردم به صرفه جویی عمل می نمایند.» حجت‌الاسلام والمسلمین حاج سیداحمد خمینی(ره): «بر خود واجب می‌دانم که شهادت دهم زندگی داخلی آیت‌الله خامنه‌ای نه از باب این که رهبر عزیز انقلاب ما به این حرف‌ها نیاز داشته باشند، بلکه وظیفه خود می‌دانم تا این مهم را به مردم مسلمان وانقلابی ایران بگویم. من از داخل منزل ایشان مطلع هستم. مقام معظم رهبری در خانه، بیش از یک نوع غذا بر سفره ندارند. خانواده‌ی معظم لَه روی موکت زندگی می‌کنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یک فرش مندرس آن جا بود. من از زبری آن فرش به موکت پناه بردم.» آیت‌الله مصباح یزدی: «مصرف گوشت خانه‌ی آیت‌الله خامنه‌ای در زمان ریاست‌جمهوری تنها از طریق کوپن بود. ایشان در آن زمان به من فرمودند: من تاکنون غیر از همان گوشت کوپنی که به همه مردم داده می‌شود گوشت دیگری از بازار نخریده‌ام. امروز هم زندگی ایشان مثل زندگی مردم محروم و مستضعف است.» سردار سرتیپ پاسدار شوشتری: «مقداری زیلو در خانه مقام معظم رهبری بود. آن‌ها را جمع کردیم و فروختیم و یک مقدار هم پول از مال شخصی خودم روی آن‌ها گذاشتم. تا به جای آن زیلوها، برای منزل آقا فرشی تهیه کنیم. وقتی زیلوها را عوض کردیم و فرش‌ها را پهن نمودیم، آقا تشریف آوردند و فرمودند: این‌ها دیگر چیست؟ گفتم:زیلوها را عوض کردیم. فرمودند: اشتباه کردید که عوض نمودید. بروید همان زیلوها را بیاورید. اصرار را بی‌فایده دیدم و با هزار مکافات رفتم و زیلوها را پیدا کردم و توی خانه انداختم. زیلوهایی که واقعاً به آن‌ها نگاه می‌کردی، می‌دیدی که نخشان در آمده و ساییده شده‌اند.» استاد آیت الله فاطمی نیا: «هر کس کوچکترین حرف در تضعیف مقام رهبری بزند ، هر کس اندیشه ای داشته باشد که ضد مقام رهبری باشد ، خدا او را نخواهد بخشید! این را یقین داشته بدانید! قدردان رهبر باشید! اگر افکار پاشیده ای ، پوسیده ای به شما عرضه کردند قبول نکنید.» آیت‌الله سیدمحمودهاشمی شاهرودی: «زندگی شخصی آقا از سادگی و سلامت خاصی برخوردار است. این سادگی به زندگی نزدیکان ایشان نیز سرایت کرده است. آقا و فرزندانش اهل تجملات نیستند. همین اعتقاد آنان را از سوءاستفاده از مقام و موقعیت بازداشته است. من این سادگی را در منزل ایشان به تماشا نشستم. روزی معظم لَه مرا به کتابخانه خود دعوت کردند، من در آن جا یک میز ساده و قدیمی دیدم. در کنار میز نیز یک صندلی کهنه بود. آن میز و صندلی مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبری در کتابخانه ی ساده ی خود هنوز از همان میز و صندلی استفاده می‌کنند.» سید علی اکبر طاهایی: «من در آن زمان نماینده‌ی مجلس شورای اسلامی بودم. همسرم یکی از بچه‌ها را نزد پزشک برد و در مطب دکتر، همسر مقام معظم رهبری را ملاقات کرد. ایشان نیز یکی از فرزندان خود را برای مداوا به آنجا آورده بودند. کسی نمی‌دانست که ایشان کیست! چون نوبت به همسر آقا رسید؛ به اتاق پزشک مراجه کردند. دکتر پس از معالجه فرزند مقام معظم رهبری گفت:برای مداوای فرزندتان روزی یک لیوان لعاب برنج به او بدهید. همسر مقام معظم رهبری گفت: ما چنین امکاناتی را نداریم. پزشک که ایشان را نمی شناخت عصبانی شد و گفت: مگر امکان دارد درخانه ای برنج نباشد؟ همسر مقام معظم رهبری فرمود: آقای ما اجازه نمی‌دهد که در خانه، غیر از برنج کوپنی استفاده کنیم و آن هم کفاف خوراک ما را بیش از یک بار در هفته نمی‌دهد.» حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی اصغر باقی‌زاده: «زمانی که مقام معظم رهبری در ایرانشهر تبعید بودند، در ساختمانی که یک اتاق و یک آشپزخانه داشت زندگی می‌کردند. همین مکان کوچک هر روز پذیرای تعداد زیادی از مهمانانی بود که از راه‌های دور و نزدیک به آن جا می‌آمدند. من هم توفیق داشتم که در آن روزها به دیدن ایشان بروم. چون به ایرانشهر رفتم وآقا را زیارت کردم، دیدم که تک و تنهایند و کسی کمک کار ایشان نیست. تصمیم گرفتم چند روز در آن‌جا بمانم و به معظم‌لَه کمک کنم. در تمام روزهایی که من در محضر آقا بودم، غذای ایشان و مهمان‌ها سیب زمینی، نیمرو و تخم مرغ آب پز بود.» برخی نشریات کشورمان با انتشار خاطره‌ای به بیان مشی ساده‌زیستی رهبر معظم انقلاب پرداخته‌اند که عینا نقل می‌شود: آقای دکتر حداد عادل تعریف می‌کردند در سال 77 یک خانمی زنگ زده بود منزل ما که می‌خواهیم برای خواستگاری بیاییم منزل شما. خانم ما گفته بود که بچه ما فعلا سال چهارم دبیرستانه و می خواهد کنکور بده. اون خانم گفته بود که حالا نمی‌شه ما بیاییم دختر را ببینیم. خانم ما گفته بودند نمی‌شه. خانم ما گفته بود اصلا شما خودتان را معرفی کنید من نمی‌دونم چه کسی می‌خواهد بیاید. اون خانم گفته بود من خانم مقام رهبری هستم. خانم ما از هولش دوباره سلام و علیک کرده بود و گفته بود ما تا حالا هر کسی آمده بود رد کردیم، صبر کنید با آقای دکتر صحبت می‌کنم بعد شما را خبر می کنم. بعدا تماس گرفتند که ما حرفی نداریم شاید اینها آمدند نپسندیدند و برای اینکه دختر هوایی نشود بهتر است هماهنگی کنیم بیایند در دبیرستان بچه را ببینند بچه هم متوجه نشود چه کسی آمده او را ببیند و قرار گذاشتیم در دفتر دبیرستان که خانم من هم مدیر دبیرستان هدایت هم بود، ساعتی را خانم هماهنگ کرد و خانم آقا تشریف آوردند و در دفتر نشسته بود و گفته بود که من با دخترم صحبت می کنم وقتی که صدایش کردند بعد شما او را ببینید، او را دیدند دختر هم رفت سر کلاس، خانم آقا هم رفتند. چند روز گذشت که من برای کاری خدمت آقا رفتم و گفتند خانم استخاره کردند خوب نیامده و بعدا گفتم که خدا را شکر که دختر ما نفهمید که به روحیه‌اش لطمه بخورد. یک سال از این قضیه گذشت و دوباره خانواده آقا زنگ زدند که دوباره می‌خواهیم بیاییم. خانم ما گفته بود خانم چی شده دوباره می‌خواهید بیایید. آقا گفته بود که خانم ما به استخاره خیلی اعتقاد دارد و خوب نیامده خانم آقا گفته بود چون دخترتان دختر خوبی است و نمی‌توانستیم بگذریم و دختر محجبه و فرهیخته و خوبی است دوباره استخاره کردم و خوب آمد، اگر اجازه بدهید بیاییم. در آن موقع دخترمان دیپلم گرفته بود و کنکور شرکت کرده بود. آمدند و وقتی مقدمات کار فراهم شد، قرار گذاشتیم پسر آقا و مادرش بیایند منزل ما و با یک قواره پارچه به عنوان هدیه که عروس را ببینند و گفت‌وگو کنند، آمدند و نشستند صحبت کردند و وقتی آقا مجتبی رفتند از دخترم پرسیدم نظرتان چیست؟ ایشان موافق بودند به او گفتم خوب فکرهایت را بکن بعد از چند روز رفتم پیش آقا، آقا فرمودند داریم خویش و قوم می‌شویم، گفتم چطور! گفتند اینها آمدند و پسندیدند و در گفت‌وگو به نتیجه رسیده‌اند، گفتند نظر شما چیست؟ گفتم آقا اختیار ما دست شماست آقا گفتند نه بالاخره شما دکتر و استاد دانشگاهید و خانمتان هم همینطور وضع زندگی شما وضع مناسبی است ولی ما اینجور نیست. و اگر بخواهم تمام زندگیم را بار کنم غیر از کتابهایم، یک وانت بار می‌شود، اینجا هم دو تا اتاق اندرون داریم و یک اتاق بیرونی که آقایان و مسوولین می‌آیند و با من دیدار می‌کنند من پول ندارم که خانه بخرم یک خانه اجاره کرده‌ایم که یک طبقه را مصطفی و یک طبقه را مجتبی زندگی می‌کند، شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند می‌خواهد عروس رهبر شود یک چیزهایی در ذهنش نباشد. ما یک زندگی این جوری داریم شما این جوری زندگی نکرده‌اید، نسبتا زندگی خوبی دارید خونه دارید، زندگی دارید حالا بخواهد وارد یک زندگی این جوری شود مشکله. مجتبی معمم هم نیست می خواهد روحانی شود برود قم درس بخواند زندگی بکند همه را بگو تا بداند .من آمدم با دخترم صحبت کردم و ایشان هم قبول کرد. برگشتیم و وارد مراحل بعدی شدیم آقا یک خانه‌ای قبل از ریاست جمهوری‌شان داشتند توی جنوب تهران ایشان آن را اجاره داده‌اند و خرج زندگی‌شان را از آن در می‌آورند. ایشان حقوق بابت رهبری نمی‌گیرند و از وجوهات هم استفاده نمی‌کنند. خلاصه برای مراسم عقد، مهریه و اینها گفتیم کجا برگزار کنیم آقا فرمودند اولا سر مهریه و هر چی اختیار دختر شما باشد همان را مهریه دختر بذارین ولی من چون برای مردم خطبه عقد می خوانم و این سنت من بوده که بیش از 14 سکه عقد نمی‌خوانم تا حالا هم نخواندم اگه بخواهید می توانید بیشتر از 14 سکه هم بذارین ولی من عقد را نمی‌تونم بخونم چون تا حالا برای مردم نخوندم برای عروسم هم نمی‌خونم برید یک آقای دیگر عقد را بخواند اشکالی هم ندارد از نظر من اشکالی نداره. ما گفتیم نه آقا این که نمی‌شه ولی باشه حالا من صحبت می‌کنم با مادرش فکر نمی‌کنم مخالفتی داشته باشد. گفتند می‌تونید مراسم عقد را در تالار بگیرید ولی من نمی‌تونم شرکت کنم گفتم آقا هر جور شما صلاح می دانید. فرمودند می‌خواهید این دو تا و یک اتاق بیرونی را با هم حساب کنید چند نفر زن و مرد می‌شوند نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما دعوت می کنیم ما نگاه کردیم کلا اینجا 150 الی 200 نفر بیشتر جا نمی‌گیرد ما حتی قوم و خویش‌های درجه اولمان را نمی‌توانستیم دعوت کنیم گفتیم باشد خلاصه تعدادی از اقوام نزدیک را دعوت کردیم و آقا هم همین طور از غیر فامیل نیز آقا، آقای خاتمی رییس جمهور و آقای هاشمی و آقای ناطق نوری و روسای سه قوه و دکتر حبیبی را دعوت فرمودند یک رقم غذا نیز درست کردیم. قبل از این قضیه صحبت بازار مطرح شد پسر آقا گفت که نه من انگشتر می خواهم نه ساعت می خواهم نه چیز دیگری، من هم گفتم حداقل یک حلقه که می گیرد. آقا گفتند چه کار کنم مجتبی گفت که نمی‌خواهم. بعد آقا یک انگشتر عقیق داشت گفتند این انگشتر را یکی برای من هدیه آورده اگر دخترتون قبول می‌کند من این رو هدیه می‌دهم به اون. اون به عنوان حلقه هدیه بده به مجتبی گفتیم باشد خلاصه آقا رفت انگشتر را آورد و گرفتیم و رفتیم و به دست مجتبی هم گشاد بود دادیم یک انگشترسازی و 600 تومان هم دادیم تا انگشتر را کوچکش کند خلاصه خرج حلقه دامادمان شد 600 تومان این شد حلقه داماد. به آقا گفتم تو همه این مسائل احتیاط کردیم دیگر لباس عروس را بسپار به دست ما آقا فرمودند دیگر آنرا طبق متعارف حساب کنیم ما داشتیم تو همان ایام عروسی می گرفتیم و یک لباس عروس داشتیم که برای عروسمان سفارش داده بودیم بدوزند خلاصه قبل از آنکه عروسمان استفاده کند همان شب دخترمان استفاده کرد آقا گفتند من یک فرش ماشینی می دهم شما هم یک فرش و مراسم برگزار شد. برای عروسی هم دو تا پیکان از ما بود و دو تا پیکان هم از اقوام آقا مراسم در خانه ما طول کشید. تا آمدند عروس را ببرند خانواده آقا هم آمده بودند. فقط آقا نتوانسته بودند بیایند. مراسم تا حدود ساعت یک طول کشیده بود تا اینکه ما عروس را آوردیم خانه دیدیم آقا همینطور بیدار نشسته‌اند منتظرند که عروس را بیاورند گفتند من اخلاقا وظیفه خود می دانم برای اولین بار که عروسمان قدم می‌ذاره تو خونه ما تو فامیل ما من هم بدرقه‌اش کنم هم به اصطلاح خوش آمد بگم اون نگه که برای من ارزشی قائل نبودند. ما تعجب کرده بودیم فکر نمی کردیم آقا تا اون موقع شب بیدار باشند به خاطر اینکه عروسش را می خواهند بیاورند. خانواده آقا چون اون شب سرشون شلوغ بود غذا هم به آقا نداده بودند. آقا گفتند که آقای دکتر امشب شام هم نداشتیم من یکی از این پاسدارها را صدا کردم گفتم شما خوردنی چیزی ندارید یکی از پاسدارها گفت غیر از یک کمی نون چیز دیگه نداریم آقا فرموده بودند بیاور حالا یک چیزی می خوریم بعد هم که دختر وارد شد آقا نشستند و چند دقیقه‌ای برایشان در مورد تفاهم در زندگی و شرایط و اهمیت زندگی زناشویی صحبت کردند و تا پای در خونه عروس را بدرقه کردند خوش آمد گفتند بعد برگشتیم حالا رعایت اداب حتی تا چنین جایگاهی، اینها از برکت انقلاب اسلامی از برکت خون شهدا است. ایشان دستور دادند حتی از ریزترین وسایل دفتر چون مال بیت‌المال است استفاده نشود. حتی وقتی مشکل وسیله نقلیه هم پیش آمد اجازه ندادند از وسایل دفتر استفاده شود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

تشکیل بسیج

شيرين ترين رخداد تاريخي انقلاب مقدس اسلامي، روز پنجم آذر ماه هزار و سيصد و
پنجاه و هشت با تاسيس بسيج مستضعفان به فرمان امام خميني (ره) رقم خورد .
روزي که تمام معادلات و نقشه هاي شوم جبهه هاي کفر و نفاق بر هم ريخت و
نظام اسلامي براي هميشه تاريخ بيمه گرديد.

استکبار جهاني که از طرفي با تجهيز کامل ارتش صدام  و تقويت بنيه ي مالي او  و از
سوي ديگر با بلوکه سازي دارايي هاي ايران و جلوگيري از ارسال تسليحات خريداري
شده و نيز با ايجاد انواع آشوب و بلوا در داخل کشور ، همه ي شرايط لازم را براي
نابودي ملت ايران فراهم آورده بود ،در چنين روزي عزا گرفت . اعلام بسيج همگاني
از قلم و بيان جبرائيلي بنيانگذار جمهوري اسلامي ، نفحه و نفخه اي بود که به کالبد
مجروح و مغموم امت اسلامي جاني دوباره بخشيد و آن چنان شور و حماسه اي
آفريد که دودمان شيطان بزرگ را بر باد داد . بي سبب نيست که در طول
سي سال عمر پر بار وبرکت بسيج ،بيشترين و سخت ترين تهاجمات عليه
ولي فقيه و اين نهاد انقلابي صوريت گرفته است.

بسيج مردمي مرتفع ترين چکاد وفتح الفتوح اقدام وحرکت الهي امام راحل است.
افتخار بسيجيان نيز آن است که به جز تبعيت و پيروي از اوامر ولي فقيه زمان خود ،
به هيچ نقطه ديگري اعم از حزب و گروه و دسته و کانون هاي ثروت و سرمايه و
منصب و مقام دنيايي اتکا و وابستگي نداشته اند.

اگر جز اين مي بود ، عمر ها بر باد رفته و ننگ ها بر جا مانده بود. هيچ عاقلي ،
جان گرانمايه و عزت و کرامت خدادادي را در راه اهداف پست دنيايي به هدر نمي دهد.

دشمنان خبيث و مزدور ، با فرافکني و شايعه پراکني ، همه ي ويژگي هايي را که
شايسته خود و اذنابشان است، ناجوانمردانه به بسيج سر افراز در پيشگاه عدل الهي
نسبت مي دهند. سزاوارست که در پنجم آذر ماه هر سال ، نهاد مردمي و انقلابي بسيج
بيش از پيش به نسل هاي نو شناسانده شود و فرهنگ بسيج و سلوک بسيجيان
معرفي گردد.

مقام معظم رهبري – مدظله العالي – اين عالم رباني و خلف صالح امام خميني (ره) و
مراد محبوب بسيجيان ،امير المومنين علي عليه السلام را الگو و اسوه ي اين نهاد مقدس
مي دانستند و همگان را به ايشان نشاني داده اند. کيست که نداند مولاي متقيان خود
به تنهايي همه ي ايمان است و اوصاف انسلن کامل و عظمت فرهنگ اسلامي در وجود او
تجلي يافته است . آيا در اين صورت مي توان به بسيج و بسيجي بي اعتنا بود؟
در روز حساب ،رفتار بسيجيان با ميزان عمل امير المومنين (ع) سنجيده مي شود .
مولا هم در زندگاني خود ، آماج انواع تهمت ها بود ولي به تکليف الهي خويش به طور دقيق
عمل مي کردند و سرزنش هيچ ملامت کننده اي و تيغ زبان و هيچ منافقي ، او را از ادامه راه
باز نمي داشت. امروز هم در نظام اسلامي ، نهاد بسيج ، عمل سنجي است که مرز هاي
ايمان و نفاق را از يکديگر جداساخته است . همه ي بسيجيان که آناني که فارغ از ارتباط
تشکيلاتي به وظايف الهي خود عمل مي نمايند و چه عزيزاني که در غالب ارتباط تشکيلاتي
در تقويت نظام اسلامي کوشا هستند مي توانند در صفي واحد به شکل گيري جبهه جهاني
فرهنگ مهدويت که همان فرهنگ بسيجي است ياري رسانند . کار فرهنگي و اعتقادي در
قالب تشکيلات اثر گذار است، توصيه ما آن است که همه با هم ارتباط سازماني پيدا کنند
حضور در مراکز بسيج و سالم سلزي محيط فعاليت  هم ضامن رشد و کمال فردي است و
هم تقويت کننده فرهنگ انتظار و جبهه ي انسان هاي صالح است . حوزه بسيج دانشجويي
دانشگاه تربيت مدرس دستان مهربان شما را به مدد مي خواهد و از پيشنهاد ها و نظرات
شما استقبال  مي نمايد. در پايان تقارن تشکيل بسيج مستضعفان را با دو عيد بزرگ قربان
و غدير گرامي مي داريم و به همه کساني که اسماعيل هاي خودرا به مذبح تقرب الهي
برده اند و سراپا غديري شده اند، تبريک و تهنيت مي گوييم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

بسیج در کلام رهبری

بسيج به معني حضور و آمادگي در همان نقطه‌اي است که اسلام و قرآن و
امام زمان (ارواحناه و فداه) و اين انقلاب مقدس به آن نيازمند است.

 ـ پيوند ميان بسيجيان عزيز و حضرت ولي عصر (ارواحناه و فداه) مهدي موعود عزيز
يک پيوند ناگسستني و هميشگي است.


 ـ شما جوانان بسيجي و سپاهي و جوانان مؤمن آگاهي را با احساس مسئوليت و
شور و شعور همراه کرديد.


 ـ نيروهاي نظامي و بسيجي ما مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانه‌اي که هيچ
خدشه‌اي در آن راه ندارد, محسوب مي‌شوند.


 ـ انکار بسيج, انکار بزرگترين ضرورت و مصلحت براي کشور است.


 ـ اگر بسيج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد, کميت اين انقلاب و
اين نظام واهمة حرکتهاي سازندة اين کشور لنگ است.


 ـ انکار بسيج و بي‌احترامي به آن يا نابخردانه است يا خائنانه است.


 ـ تا وقتي که اين کشور و اين ملت به امنيت احتياج دارد, به نيروهاي بسيج,
به انگيزة بسيح به سازماندهي بسيجي و به عشق و ايمان بسيجي احتياج است.


 ـ فرزندان بسيحي‌ام با حضور خود در هر صحنه‌اي که لازم است دشمنان زبون را
مرعوب و منکوب سازند.


 ـ بسيج, يعني نيروي کارآمد کشور براي همة ميدان ها


 ـ همه جا چيزي شبيه بسيج هست, تنها به اين درخشندگي, به اين فراگيري,
به اين زيبايي, به اين فداکاري, من در جايي سراغ ندارم.


 ـ اين فداکاري, من در جايي سراغ ندارم.


 ـ نيروي عظيم بسيج مردمي است, اين بسيج در همة قشرها هست.


 ـ بسيج, اختصاص به يک منطقة جغرافيايي ويک منطقة انساني و طبقاتي و
قشري ندارد, همه جا هست.


 ـ ايمان عاشقانه, ايمان عميق, ايمان توأم با عواطف که از خصوصيات ملت ايران
است باعث درخشان شدن بسيج شد.


 ـ دانشجوي بسيجي دشمن کمين گرفته  را از ياد نمي‌برد و غافلانه خود و دانشگاه
و کشورش را به دست تطاول دشمن نمي‌سپرد.


 ـ بسياري از پيشرفتهاي کشور مرهون تفکر بسيجي است.


 ـ هريک از آحاد قشرهاي مختلف جامعه که داراي روحية حساس مسئوليت
و ايمان باشد, بسيجي است.


 ـ بسياري از پيشرفت ها و موفقيت هاي نظام اسلامي در عرصه‌هاي مختلف
مرهون تفکر و ميل بسيجي است.


 ـ بسيجي يعني علي که تمام وجودش وقف اسلام بود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

بسیج چیست؟ و بسیجی کیست؟

بسیج چیست؟ و بسیجی کیست؟

 

اگر بخواهیم مفهوم بسیج و بسیجی را در ادبیات انقلاب اسلامی جستجو کنیم، چاره ای جز بیان مراد حضرت امام (ره) از بسیج و بسیجی نداریم. در اندیشه امام(ره) بسیج نهادی است اجتماعی با ابعاد متعدد. در این نگرش بسیج دیگر صرفاً سازمانی نظامی نیست که فقط در زمان جنگ و برای دفاع در مقابل دشمن شکل گرفته باشد، بلکه نهادی است وسیع و پاسخگوی نیازهای اساسی  و حیاتی جامعه و با اجزای دیگر نظام، چنان هماهنگی و پیوند دارد که انفصال آن جز با انحلال جامعه اسلامی متصور نیست. بسیج در صورتی می تواند نهادی جامع و شامل جهات متعدد و پایدار شناخته شود که نیازهای دایمی و باورها و ارزش های فرهنگی پدید آورنده آن به روشنی تعریف شوند، این نیازها ممکن است اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و یا نظامی باشند.
به فرموده امام(ره) « بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پر ثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد، بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسیج میقات پا برهنگان معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام ونشانی در گمنامی و بی نشانی گرفته اند.»(1)
از دیدگاه امام بسیجی کسی است که در عمل علاقه خود را به پیشرفت و حفظ و گسترش اقتدار نظام اسلامی و شأن و حیثیت ملت مسلمان نشان دهد. یعنی بسیجی بودن معیار و ملاکی است که بر اساس آن میزان تعهد اعضای آن به اصول و آرمان های انقلابی سنجیده می شود.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

حیفه بسیجی نباشیم

حیفه بسیجی نباشیم ﮔﺎھﯽ وﻗﺘﮫﺎ ذھﻦ آدم ﭘﺮ ﻣﯿﺸﻪ از ھﺰاران ﻋﻼﻣﺖ ﺳﻮال و ﺗﻌﺠﺐ و ﻣﯽ ﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭼﻪ ﮐﻨﯽ و اﻣﺮوز ذھﻦ ﭘﺮ اﺳﺖ از ﺳﻮاﻟﮫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺟﻮاﺑﺶ رو ﭘﯿﺪا ﻧﻤﯽ ﮐﺮدم.اﺻﻼ ﻣﯽ دوﻧﯽ رﻓﺘﻪ ﺑﻮدم ﮐﻪ ﺑﻔﮫﻤﻢ ﺑﺴﯿﺞ ﭼﯿﻪ؟ﺑﺴﯿﺠﯽ ﮐﯿﻪ؟ﭼﺮا اﺳﻤﺶ ﮐﻪ ﻣﯽ ﯾﺎد ﭘﺸﺖ ﯾﻪ ﻋﺪه ﻣﯽ ﻟﺮزه؟اﺻﻼ اﯾﻨﺎ ﮐﯽ ﺑﻮدﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎر ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺟﻨﮓ ﺑﻪ دوش اﯾﻨﺎ ﺑﻮد؟و ھﺰاران ﻋﻼﻣﺖ ﺳﻮال دﯾﮕﻪ. ﻣﻮﻧﺪه ﺑﻮدم ﭼﻪ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺧﻮردم ﺑﻪ ﭘﺴﺖ ﯾﮑﯽ از اون ﺑﺎ ﺣﺎﻻش ﮐﻪ اﻟﺤﻖ ﺑﺴﯿﺠﯽ ﺑﻮد.ﺑﻪ او ﮔﻔﺘﻢ اوﻣﺪم ﺗﺎ ﺑﺪوﻧﻢ ﺗﻮ ﮐﯽ ھﺴﺘﯽ ؟

ھﻤﺮزﻣﺎﻧﺖ ﮐﯽ ﺑﻮدن و ﮐﺠﺎن؟،اوﻣﺪم ﺗﺎ ﺟﻮاب ﺳﻮاﻟﮫﺎی ﺑﯽ ﺟﻮاﺑﻢ رو ﭘﯿﺪا ﮐﻨﻢ.ﺧﯿﻠﯽ از ھﻢ ﺳﻦ و ﺳﺎﻻم ﻣﻨﺘﻈﺮن ﮐﻪ ﺑﺮم و ﺑﮫﺸﻮن ﺑﮕﻢ.و او ﻓﻘﻂ ﻟﺒﺨﻨﺪی زد و ﮔﻔﺖ:ﺑﺴﯿﺞ ﯾﻌﻨﯽ ﯾﻪ ﮐﻠﺒﻪ ﻋﺸﻖ ﮐﻪ ﺗﻮش ﭘﺮ از ﻋﺎﺷﻘﻪ. ﺑﺴﯿﺞ ﯾﻌﻨﯽ ﺻﻔﺎﯾﯽ ﻧﺪارد ارﺳﻄﻮ ﺷﺪن،ﺧﻮﺷﺎ ﭘﺮﮔﺸﻮدن ﭘﺮﺳﺘﻮ ﺷﺪن. ﺑﺴﯿﺞ ﯾﻌﻨﯽ ﯾﻪ ﺟﻨﮓ،ھﺰاران ﺣﻤﺎﺳﻪ. ﺑﺴﯿﺠﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺣﺎج ھﻤﺖ،ﺣﺎج اﺣﻤﺪ...ﯾﻌﻨﯽ ھﺰاران ﭘﺎک دﯾﮕﺮ. ﺑﺴﯿﺠﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﺮﮐﺶ درد و ﺳﮑﻮت...ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻦ،ﻣﯿﻦ،ﭘﺮواز ﯾﻌﻨﯽ اﯾﺜﺎر. ﺑﺴﯿﺠﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﯾﻪ ﮔﺮدان ﻟﺒﺨﻨﺪ،ﺧﻨﺪه،زﯾﺒﺎﯾﯽ،ﯾﻌﻨﯽ ﻟﻄﺎﻓﺖ. ﺑﺴﯿﺠﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻮ ﺣﻼﻟﻢ ﮐﻦ ﺑﺮادر،ﺧﺪاﺣﺎﻓﻆ،ﯾﻌﻨﯽ اﻣﺮوز ﻣﺎﻧﺪن،ﻓﺮدا ﭘﺮ ﮔﺸﻮدن... او از ﯾﮏ ﻧﺴﻞ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﺳﻮﺧﺘﻪ،ﺑﻠﮑﻪ ﺳﺒﺰ،ﺳﺮخ. او از ھﯿﺠﺪه ﺳﺎﻟﻪ ھﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻋﺒﺎدت ﮐﺮده ﺑﻮدﻧﺪ ،ﮐﻮﻟﻪ ﺑﺎرﺷﺎن ﭘﺮ ﺑﻮد. از دﺧﺘﺮاﻧﯽ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ھﻢ ﭘﺎی ﺑﺮادران و ﭘﺪران ﺧﻮد ﺟﻨﮕﯿﺪﻧﺪ. آﻧﺎن ھﻢ ﺑﺴﯿﺠﯽ ﺑﻮدﻧﺪ. او از ﭘﺮﺳﺘﺎری ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ در اوج ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ،ﻣﺎﺳﮑﺶ را ﺑﻪ رزﻣﻨﺪه ای داده ﺑﻮد.او ھﻢ ﺑﺴﯿﺠﯽ ﺑﻮد.از ﭘﯿﺮﻣﺮدی ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ آﻣﺪه ﺑﻮد ﻓﻘﻂ ﺳﻘﺎ ﺑﺎﺷﺪ،او ھﻢ ﺑﺴﯿﺠﯽ ﺑﻮد و آن دﺧﺘﺮی ﮐﻪ ﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮد،"ﺧﻮﺷﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺘﺎن ﮐﺎش ﺟﺎی ﺷﻤﺎ ﺑﻮدم". و ﺗﻮ ﻧﯿﺰ ﺑﺴﯿﺠﯽ ھﺴﺘﯽ،اﻣﺎ ﯾﺎدت ﺑﺎﺷﺪ،ﺑﺴﯿﺠﯽ ﺑﻮدن ھﻨﺮ ﻧﯿﺴﺖ،ﺑﺴﯿﺠﯽ ﻣﺎﻧﺪن ھﻨﺮ اﺳﺖ. ﺑﺎ ﺧﻮد ﮔﻔﺘﻢ اﮔﺮ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮدی ﺑﺴﯿﺞ را ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ،ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮدم اﻣﺎ ﻧﻪ از ﻧﻮع ﺑﺴﯿﺠﯽ. ﻣﻦ ،ﺟﻨﮓ،ﺟﺒﮫﻪ و...ھﻤﻪ را از دﺳﺘﺎن آن ﺑﺴﯿﺠﯽ ﮐﻪ آﻓﺘﺎب را ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ ﮐﺮد،ﺷﻨﺎﺧﺘﻢ.

از دل آﯾﯿﻨﻪ اش ﻓﮫﻤﯿﺪم ﭼﻘﺪر زﻧﮕﺎر ﮔﺮﻓﺘﻢ.از ﻧﮕﺎھﺶ ﻓﮫﻤﯿﺪم ﭼﻘﺪر آﺷﻨﺎﺳﺖ و از ﺑﺴﯿﺠﯽ ﻓﮫﻤﯿﺪم ﭼﻘﺪر ﻋﻘﺒﻢ.ﻋﻘﺒﻢ از ﺻﻔﺎ و ﻣﺤﺒﺖ،آﻧﻘﺪر در رﻧﮓ ﻏﺮق ﺷﺪم ﮐﻪ ﯾﺎدم رﻓﺖ ﺑﮕﻢ آﻧﺎن ﯾﮑﺮﻧﮓ ﺑﻮدﻧﺪ و ﻣﺎﻧﺪﻧﺪ.ﺣﺎل ﻣﯽ ﻓﮫﻤﻢ ﺑﺴﯿﺠﯽ ﮐﯿﺴﺖ،ﺑﺴﯿﺞ ﭼﯿﺴﺖ؟ﭼﺮا اﺳﻢ ﺟﻨﮓ ﮐﻪ ﻣﯽ آﯾﺪ ﻧﺎم ﺑﺴﯿﺞ ﺑﺮ آن ﻣﯽ درﺧﺸﺪ؟ ﺣﺎﻻ ﻣﯽ ﻓﮫﻤﻢ ﮐﻪ ﭼﺮا ﻋﺪه ای ﺑﻪ ﯾﺎد آﻧﺎن ﭼﻔﯿﻪ ﺑﺮ دوش ﻣﯽ اﻧﺪازﻧﺪ و ﭘﻼک ﺑﺮ ﮔﺮدن؟ ﺣﺎﻻ ﻣﯽ ﻓﮫﻤﻢ ﮐﻪ ﭼﺮا اﺳﻢ ﺑﺴﯿﺞ ﺷﺠﺮه ی ﻃﯿﺒﻪ اﺳﺖ.ﻣﺨﻠﺺ ﺧﺪاﺳﺖ،ﺣﯿﻒ ﻣﯽ ﺷﺪ اﮔﻪ ﻋﻤﺮ ﻣﻦ ﺗﻤﻮم ﻣﯽ ﺷﺪ و ﻣﻦ ﺑﺴﯿﺞ را ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﻢ. ﺣﯿﻒ ﻣﯽ ﺷﺪ،اﮔﻪ ﻧﻤﯽ ﻓﮫﻤﯿﺪم ﭼﺮا ﺑﺴﯿﺠﯽ ﺷﺪن ﺳﺨﺘﻪ.آﺧﻪ راھﺸﻮن ﻣﺮاﻣﯿﻪ،ﺑﺎﯾﺪ رﺳﻢ و ﻣﺮاﻣﺖ ﻣﺜﻞ ﺷﻘﺎﯾﻖ ھﺎ ﺑﺎﺷﻪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﻧﯽ ﺑﺎ اوﻧﺎ ﺑﺎﺷﯽ،ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮ ھﻢ ﺗﻨﮓ ﻏﺮوب ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻪ دﻟﺖ ھﻮای ﺷﺶ ﮔﻮﺷﻪ ﮐﻨﻪ ﺗﺎ ﺑﺴﯿﺠﯽ ﺑﺸﯽ.ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺜﻞ اوﻧﺎ آﻧﻘﺪر ﭘﺎک ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﺑﺸﻪ ﺧﺪا رو ﺑﺒﯿﻨﯽ.ﺣﯿﻔﻪ ﺗﻮ ھﻢ ﻧﺪوﻧﯽ.وﻗﺘﯽ اﯾﻨﺎ رو ﺧﻮﻧﺪی ﺗﻤﻮم ﺷﺪ ،ﻓﮑﺮ ﮐﻦ ﺑﺒﯿﻦ ﺣﯿﻒ ﻧﯿﺴﺖ زﯾﺮ اﯾﻦ آﺳﻤﻮن ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ،ﺑﺴﯿﺠﯽ ﺑﺎﺷﻪ،اﻣﺎ ﺗﻮ ﺑﺴﯿﺠﯽ ﻧﺒﺎﺷﯽ؟! ﺣﯿﻒ ﻧﯿﺴﺖ اﮔﻪ ﺑﺴﯿﺠﯽ ھﺎ ﺑﺎﺷﻦ اوﻧﻮﻗﺖ ﺟﺎی ﻣﻦ و ﺗﻮ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﺎﺷﻪ. ﻣﺎ ﭼﯿﻤﻮن از اوﻧﺎ ﮐﻤﺘﺮه؟ ھﻤﺖ ﮐﻦ ﻣﺜﻞ "ھﻤﺖ" ﺑﺴﯿﺠﯽ ﺑﺸﯿﻢ.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

مسئولیت های بسیج

مسئولیت های بسیج

  

با توجه به جایگاه بسیار حساس بسیج در نشان دادن چهره نظام جمهوری اسلامی و ایجاد جاذبه در درون جامعه برای مشارکت و جذب هر چه بیشتر جوانان و نوجوانان به سمت الگوهای سازنده مبتنی بر هویت ملی – مذهبی از دیدگاه مقام معظم رهبری، بسیج و بسیجی مسؤولیتی سنگین را به عهده داشت و توانست یک ارتش معنوی مردمی را پایه ریزی کند. به طوری که امام خمینی(ره) در مورد بسیجیان قهرمان فرمودند: شما آیینه مجسم مظلومیت ها و رشادت های این ملت بزرگ، در صحنه نبرد و تاریخ مصور انقلابید. شما فرزندان مقدس و پرچمداران عزت مسلمین و سپر حوادث این کشورید. شما یادگاران و همسنگران و فرماندهان و مسؤولان بیداردلانی بوده اید که امروز در قرارگاه محضر حق مأوا گزیده اند. من به طور جد و اکید می گویم که انقلاب و جمهوری اسلامی و نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بحث از بزرگ ترین سنگرهای دفاع از ارزش های الهی نظام ما بوده و خواهد بود، به وجود یکایک شما نیازمند است چه صلح باشد و چه جنگ.(8)
در طول 8 سال دفاع مقدس، بسیج آن چنان ظاهر شد که دشمنان اعتراف کردند که قدرتی که در بسیج نهفته، توان مقابله با یکایک ارتش های کلاسیک جهانی را دارد. دشمن که سودای فتح سه روزه را در سر می پروراند، در همان روزهای نخستین با مردمی مواجه گشت که با دست خالی اما با سلاح ایمان و اعتقاد به ارزش های الهی و انسانی به دفاع از کیان مقدس نظام اسلامی برخاسته بودند و از ایثار جان خویش دریغ نمی کردند.
جوانان سلحشوری که به فرمان امام(ره) در پایگاه های مقاومت تحت عنوان بسیجی گرد آمده بودند و با کوچک ترین اشاره ایشان به جبهه های نبرد هجوم می بردند  و تا آخرین قطره خون خویش ایستادگی و مقاومت می کردند وظیفه بسیج فقط به جنگ و مساله نظامی محدود نمی شود و امنیت داخلی کشور در سخت ترین شرایط یعنی دوران فعالیت منافقین و دیگر گروه های ضد انقلاب که با کمک کشورهای خارجی ذی نفع در ایران درصدد آشوب و تنش و تجزیه و جدایی قسمت هایی از خاک کشور بودند، به مدد نیروی بسیج و پایگاه های مقاومت حفظ شد. در حوادث طبیعی و بلایا، همچون زلزله، سیل و طرح واکسیناسیون فلج اطفال حضور بسیجیان گره گشای مشکلات و مایه دلگرمی مردم و مسؤولان بوده است. کما این که در حادثه اسفبار زلزله رودبار در سال 1369 سرعت عمل و ایثار نیروهای مردمی در عملیات نجات به حدی بود که خارجیان حاضر در منطقه با اظهار تعجب از حضور گسترده بسیجیان اقرار کردند که به حضور آنان احتیاج نیست. در زلزله اسفبار استان قزوین، در همان ساعات اولیه، مردان بسیجی در منطقه زلزله زده در کنار نیروهای امداد هلال احمر و ... و زنان بسیجی در شهرها با تشکیل صف های بسیار طویل اهدای خون و اهدای کمک های نقدی و جنسی جهانیان را به تحسین واداشت. امام خمینی(ره) در مورخ 2/9/67 در هفته بسیج درباره خطر غفلت از بسیجیان و روحیه بسیجی گری به مسؤولان پیامی را صادر می فرمایند.
ایشان فرمودند: «من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را می بوسم و می دانم که اگر مسؤولان نظام اسلامی از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت. بار دیگر تأکید می کنم که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی (بسیج) سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال خواهد داشت. من از تمامی بسیجیان خصوصاً از فرماندهان عزیز آن تشکر می کنم و از دعای خیر برای این فرزندان با وفای اسلام غفلت نخواهم نمود».(9)
آری، مسؤولان در برابر حفظ روحیه ایثار و خدمت که از ویژگی های بسیجیان است، مسؤول هستند، هر گونه تجمل گرایی و عدم کارایی در عرصه مسؤولیت و بی توجهی به روحیه و عواطف مردم خطری است که می تواند به نهاد بسیج در عرصه های خطر، ضربه وارد کند.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

مأموریت های بسیج

مأموریت های بسیج
 

مهم ترین مأموریت های بسیج را در حال حاضر می توان بدین شرح خلاصه کرد:

1) مقابله با استکبار:
در رأس مأموریت های بسیج و ستیز با جهانخواران و به ویژه دشمن اصلی این انقلاب، امریکاست. در یکی از پیام های امام(ره) به مناسب هفته بسیج در تاریخ 2 آذر 1367 می خوانیم:
«من مجدداً به همه ملت بزرگوار ایران و مسؤولان عرض می کنم چه در جنگ و چه در صلح بزرگ ترین ساده اندیشی این است که تصور کنیم جهانخواران خصوصاً امریکا و شوروی از ما و اسلام عزیز دست برداشته اند؛ لحظه ای نباید از کید دشمنان غافل بمانیم. در نهاد و سرشت امریکا کینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی - صلی الله علیه و آله و سلم - موج می زند. در ادامه برای مقابله با آنان می فرماید: خلاصه کلام اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید والا هر لحظه باید منتظر حادثه ماند». بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد..
2) قیام در مقابل انحرافات :
«اکنون که به حمدالله تعالی دانشگاه از چنگال جنایت کاران خارج شده و بر ملت و دولت جمهوری اسلامی است، در همه اعصار که نگذارند عناصر فاسد دارای مکتب های انحرافی یا گرایش به غرب و شرق در دانش سراها و دانشگاه ها و سایر مراکز تعلیم و تربیت نفوذ کنند و از قدم اول جلوگیری نمایند تا مشکل پیش نیاید و اختیار از دست نرود و وصیت اینجانب به جوانان عزیز دانشگاه ها و دبیرستان ها آن است که خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قیام نمایند تا استقلال و آزادی خود و کشور و ملت خودشان مصون باشد».
3) تحمل صبر و مبارزه علمی و عملی :
من در اینجا به جوانان عزیز کشورمان به این سرمایه ها و ذخیره های عظیم الهی و به این گل های معطر و نو شکفته جهان اسلام سفارش می کنم که قدر و قیمت لحظات شیرین زندگی خود را بدانید و خودتان را برای مبارزه علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده کنید... مبارزه علمی برای جوانان زنده کردن روح جستجو و کشف واقعیت ها و حقیقت هاست، و اما مبارزه عملی آنان در بهترین صحنه های زندگی و جهاد شهادت شکل گرفته است.

4) تعلیم و تربیت جوانان در جهت پاسداری از اصول و اهداف انقلاب و نظام :
 «... بسیجیان در تعلیم و تربیت جوانان و نوجوانان مساعی جمیله خود را روز افزون کنند»

+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  | 

تاریخچه پیدایش بسیج

تاریخچه پیدایش بسیج
 
از دیدگاه امام(ره) تاریخ و سابقه بسیج به بیداری قوم بنی اسراییل و قیام آن قوم بر ضد ظلم فرعونی به فرمان حضرت موسی علیه السلام و بسیج اصحاب پا برهنه و فقیر صفه در برابر ظلم و غارت اشراف بت پرست مکه، به دعوت رسول اکرم - صلی الله علیه و اله و سلم – و نیز اهتمام ائمه اطهار علیهم السلام. که نگرش الهی داشتند و به تشویق مردم به هم پیمانی برای حل مسائل سیاسی و کاهش گرفتاری مسلمین باز می گردد.
در عصر حاضر هم، بسیج مردم در جریان تحریم تنباکو و مبارزه بر ضد استعمار دولت انگلیس به فتوای مرحوم میرزای شیرازی و قیام پانزده خرداد در سال 1342 در برابر ظلم و خیانت رژیم پهلوی و استمرار مبارزه آنان تا سرنگونی حکومت شاهنشاهی در 22 بهمن 1357 ماهیت بسیجی دارد.«سنگ بنای بسیج بر حکم فقهی و جهادی استوار است؛ جهادی که مبتنی بر روحیه دفاعی باشد و نه تهاجمی یا جهان گشایی، بسیج در نظر امام مولودی جدید است که کارشناسان جهانی نمی توانند آن را بشناسند، هر گاه قوه ایمان در ملتی زنده شود، همگان را به قیام الله فرا می خواند و می تواند سرتاسر یک کشور را بسیج نماید، معیار حرکت بسیج هم همین اسلام و درک مفاهیم عالیه آن است».(2)
از نظر حضرت امام برای پیدایش و تقویت روح ایمان در میان مردم که موتور حرکت بسیج هستند؛ دو عامل نقش بی بدیل و غیر قابل انکار دارد؛ یکی مساجد، دیگری روحانیت.(3)
 مساجد مرکز بسیج مردمی بر ضد اهداف شوم دشمن است. مسجد در اسلام و در صدر اسلام همیشه مرکز جنبش حرکت های اسلامی بوده، از مسجد، تبلیغات اسلامی شروع می شده است و حرکت قوای اسلامی برای سرکوبی کفار و وارد کردن آنها در بیرق اسلام از مسجد بوده است، همیشه در صدر اسلام مسجد مرکز حرکات و مرکز جنبش ها بوده است.(4)
پیغمبر مسجد جیوش را برای کوبیدن قدرت ها تجهیز می کرد.روحانیت هم از این قدرت و توان بهره مند است که بتواند مردم را بسیج کند.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط منتــظر  |